دلتنگی
بنام دل که دلتنگ توست
بنام اشک که تنها رفیق دل دلتنگم است 
بنام یاد و خاطره ات که از تو با وفاتر است حتی در زندان تنهاییم همراهم مانده است 
قسم به مهر و محبتی که در دلم گذاشتی همیشه قلبم خانه توست 
گوشه ای می نشینم و دلتنگی ام را پنهان می کنم که مبادا بلور آرامشت را بشکنم 
نگاهم را به زمین میدوزم که مبادا چشمان حسرت آلودم تو را بیازارد 
و آرام آه می کشم تا بتوانم صدای خنده هایت را بشنوم 


+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 1:8 توسط شیرین
|
به سراغ من اگر می آیی